ترجمه "suspensive" به فارسی

معلق, دروایه, آویزشی بهترین ترجمه های "suspensive" به فارسی هستند.

suspensive adjective دستور زبان

That suspends (temporarily stops) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معلق

    adjective

    the most vulnerable parts of a suspension bridge are the steel vertical hanger cables.

    آسيب پذير ترين قسمت از پل هاي معلق کابل هاي عمودي فولادي هستند.

  • دروایه

  • آویزشی

  • ترجمه های کمتر

    • آویزگر
    • آگیشی
    • بلاتکلیف
    • تعلیقی
    • دروایگر
    • آویخته
    • نامعلوم
    • تعیین نشده
    • در حال توقف
    • دروایه ای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suspensive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suspensive" با ترجمه به فارسی

  • (شیمی) تعلیق · (مکانیک) فنر بندی · آونگانی · آویختگی · آویزش · آگیش · اخراج موقت · انتظار خدمت · انفصال از خدمت · برداشتن · برچیدن · به بعد موکول سازی · تاخیر · تعلیق · توقف · درنگ · دروایگی · دلنگانی · رجوع شود به emulsion · سوسپانسیون · سیستم تعلیق · شناوری · غیر دائم · فقوت · موقوف کردن · واپس اندازی · واپسش · وقفه · چرخ آویزی · کاهش
  • (دفتر داری) حساب های معلق
  • سوسپانسيونها (وضعيت فيزيكي)
  • سیستمهای تعلیق · ضربهگيرها
  • در حال توقف · معلق
  • سوسپانسيونها · پاشندگیها
  • آویزش · آگیش · انتظار · انگیختگی · بلاتکلیفی · تعلیق · دلهره · دلواپسی · سلب · شورانگیزی · شورمندی · معلق · نامعلومی · نگرانی · هیجان · وقفه · پا در هوایی
  • آویز پل · پل معلق
اضافه کردن

ترجمه های "suspensive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه