ترجمه "suspensor" به فارسی
بنداله, معلق, (گیاه شناسی) درواینده بهترین ترجمه های "suspensor" به فارسی هستند.
suspensor
noun
دستور زبان
(US) An athletic support; a jockstrap [..]
-
بنداله
-
معلق
noun -
(گیاه شناسی) درواینده
-
ترجمه های کمتر
- درون دانه
- رجوع شود به suspensory
- موجب تعلیق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suspensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن