ترجمه "suspicious" به فارسی
بدگمان, مشكوك, شکاک بهترین ترجمه های "suspicious" به فارسی هستند.
suspicious
adjective
دستور زبان
distrustful or tending to suspect [..]
-
بدگمان
adjectiveI have had so many experiences with men that I have become suspicious.
بس که مردم را آزمایش کردهام، بدگمان شدهام.
-
مشكوك
Raising suspicion.
That Harry was getting suspicious about a blown operations.
اينكه " هري " داشت در مورد نقشه ي خرابكاري مشكوك ميشد.
-
شکاک
Aureliano!You're too suspicious to be a good bat.
آئورلیانوف تو بیش از آن، شکاک هستی که بتوانی یک خفاش خوب بشوی.
-
ترجمه های کمتر
- ظنین
- بدبین
- با ملاحظه
- بدگمان کننده
- بدگمان گر
- بسیار محتاط
- دارای سوظن
- شبهه انگیز
- شک برانگیز
- مشکوک (کننده)
- موجب سوظن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suspicious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suspicious
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suspicious" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suspicious در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "suspicious" با ترجمه به فارسی
-
الگوهای بیمار برای یک درمانگر پویشی فقط به «اوضاع چطوره» محدود نمیشود بلکه برعکس مضوع باالقوه معنادار شک درمانگر کنجکاو میشود.
-
بد گمانی · سوظن ن
-
ازروی بدگمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن