ترجمه "suspensory" به فارسی
بیضه بند, آویزگر, درواینده بهترین ترجمه های "suspensory" به فارسی هستند.
suspensory
adjective
noun
دستور زبان
Held in suspension. [..]
-
بیضه بند
noun -
آویزگر
-
درواینده
-
ترجمه های کمتر
- دروایگر
- بلاتکلیف ساز
- تاخیر انگیز
- وقفه آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suspensory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suspensory" با ترجمه به فارسی
-
(کالبد شناسی) بندینه ی آویز گر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن