ترجمه "suspiciousness" به فارسی

بد گمانی, سوظن ن بهترین ترجمه های "suspiciousness" به فارسی هستند.

suspiciousness noun دستور زبان

The state or quality of being suspicious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بد گمانی

    He eyed me suspiciously, but then shrugged and nodded.

    با بد گمانی به من نگاه کرد، ولی بعد شانههایش را بالا انداخت و سرش را به نشانهی تأیید تکان داد.

  • سوظن ن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suspiciousness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suspiciousness" با ترجمه به فارسی

  • با ملاحظه · بدبین · بدگمان · بدگمان کننده · بدگمان گر · بسیار محتاط · دارای سوظن · شبهه انگیز · شک برانگیز · شکاک · ظنین · مشكوك · مشکوک (کننده) · موجب سوظن
  • الگوهای بیمار برای یک درمانگر پویشی فقط به «اوضاع چطوره» محدود نمیشود بلکه برعکس مضوع باالقوه معنادار شک درمانگر کنجکاو میشود.
  • ازروی بدگمانی
  • با ملاحظه · بدبین · بدگمان · بدگمان کننده · بدگمان گر · بسیار محتاط · دارای سوظن · شبهه انگیز · شک برانگیز · شکاک · ظنین · مشكوك · مشکوک (کننده) · موجب سوظن
  • با ملاحظه · بدبین · بدگمان · بدگمان کننده · بدگمان گر · بسیار محتاط · دارای سوظن · شبهه انگیز · شک برانگیز · شکاک · ظنین · مشكوك · مشکوک (کننده) · موجب سوظن
  • با ملاحظه · بدبین · بدگمان · بدگمان کننده · بدگمان گر · بسیار محتاط · دارای سوظن · شبهه انگیز · شک برانگیز · شکاک · ظنین · مشكوك · مشکوک (کننده) · موجب سوظن
  • با ملاحظه · بدبین · بدگمان · بدگمان کننده · بدگمان گر · بسیار محتاط · دارای سوظن · شبهه انگیز · شک برانگیز · شکاک · ظنین · مشكوك · مشکوک (کننده) · موجب سوظن
  • با ملاحظه · بدبین · بدگمان · بدگمان کننده · بدگمان گر · بسیار محتاط · دارای سوظن · شبهه انگیز · شک برانگیز · شکاک · ظنین · مشكوك · مشکوک (کننده) · موجب سوظن
اضافه کردن

ترجمه های "suspiciousness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه