ترجمه "suspicion" به فارسی
شک, ظن, بدگمانی بهترین ترجمه های "suspicion" به فارسی هستند.
The act of suspecting something or someone, especially of something wrong. [..]
-
شک
nounemotion
They would have thrown him into one of their prisons at the first suspicion.
به محض این که به او شک میکردند به زندان می انداختن دش.
-
ظن
The people in the shops and on the streets eye me curiously but without suspicion.
مردم داخل مغازهها و توی خیابانها با کنجکاوی، اما بدون سوء ظن، نگاهم میکنند.
-
بدگمانی
Everybody's looking at me now, torn between hope and suspicion.
حالا همه با نگاهی مخلوط از بدگمانی و امید به من مینگرند.
-
ترجمه های کمتر
- گمان
- حدس
- سوظن
- اثر
- احتمال
- کشف
- رد
- اشراق
- بصیرت
- شهود
- پندار
- فراست
- نشانه
- (عامیانه) سوظن داشتن
- بدگمان بودن
- بی اعتمادی
- درک مستقیم
- دریافت ناگهانی
- ظنین بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suspicion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suspicion (film)
"Suspicion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suspicion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "suspicion" با ترجمه به فارسی
-
سوظن فزاینده · سوظن نهانی یا ابراز نشده