ترجمه "swab" به فارسی

غنده, پاغنده, پندس بهترین ترجمه های "swab" به فارسی هستند.

swab verb noun دستور زبان

(medicine) a small piece of soft, absorbent material, such as gauze, used to clean wounds, apply medicine, or take samples of body fluids. Often attached to a stick or wire to aid access. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غنده

  • پاغنده

  • پندس

  • ترجمه های کمتر

    • کندش
    • گاله
    • پیچیدن
    • (برای نظافت کف اتاق یا میز و صندلی و غیره) زمین شور طنابی
    • (برای پاک کردن زخم یا دوا مالیدن به درون گلوو دهان و غیره) پندک
    • (برای پاک کردن لوله ی جنگ افزار) سمبه ی مویی
    • (خودمانی) آدم دست و پاچلفت
    • (خودمانی) ملوان (swabby و swabbie هم می گویند)زمین شوی یا غنده یا پندک به کار بردن
    • آدم شورتی
    • آهسته زدن
    • ابر زخم پاک کنی
    • تاب خوردن
    • غنده ی گرد گیری
    • نخ کلاف
    • کف شوی
    • گلوله ی پنبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "swab"

عباراتی شبیه به "swab" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "swab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه