ترجمه "sympathetically" به فارسی
غمخوارانه, مشفقانه, ازروی همدردی یا هم فکری بهترین ترجمه های "sympathetically" به فارسی هستند.
sympathetically
adverb
دستور زبان
Owing to or showing evidence of "sympathy", or affinity; happening through or demonstrating correspondences, whether occult or physiological. [..]
-
غمخوارانه
and she seemed sympathetic but a little vague.
گاهی قیافهای حیرتزده و زمانی غمخوارانه به خود میگرفت.
-
مشفقانه
-
ازروی همدردی یا هم فکری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sympathetically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sympathetically" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه سمپاتيكي · دستگاه عصبی خودمختار · دستگاه وازوموتور · دستگاه پاراسمپاتيكي · سیستم عصبی اتونوم
-
دستگاه عصبی سمپاتیک
-
(دستگاه اعصاب) سمپاتیک · (شخص یا رفتار) خوشایند · (فیزیک - آکوستیک) هم لرز · تودل برو · جذاب · دارای حس همدردی · دارای نظر موافق · دلسوز · دلسوزانه · مهرانگیز · مهربان · موافق · هم سوهشی (در برابر: پراهم سوهشی یا پاراسمپاتیک parasympathic) · همدرد · همدردانه · همدل · همرای · همساز · همفراش · همفکر · همنوا · گیرا · یکدل · یکدلانه
-
جوهر نامرئی (invisible ink هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن