ترجمه "sympatholytic" به فارسی
(دارو وغیره) کاهنده ی فعالیت اعصاب سمپاتیک, ضد سمپاتیک, همسوهشی کاه بهترین ترجمه های "sympatholytic" به فارسی هستند.
sympatholytic
adjective
noun
دستور زبان
(medicine) That opposes the stimulation of the sympathetic nervous system [..]
-
(دارو وغیره) کاهنده ی فعالیت اعصاب سمپاتیک
-
ضد سمپاتیک
-
همسوهشی کاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sympatholytic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sympatholytic" با ترجمه به فارسی
-
اسپاسموليتيكها · داروهاى روانگردان · داروهای عصبگرا · داروهای نوروتروفیک · سمپاتوليتيكها · سمپاتوميمتيكها · فيزوستيگمين · كارباکول · نئوستگمين · پاراسمپاتومیمتيكها · پيلوكارپين
اضافه کردن مثال
اضافه کردن