ترجمه "tacit" به فارسی

ضمنی, خاموش, تلویحی بهترین ترجمه های "tacit" به فارسی هستند.

tacit adjective دستور زبان

Done or made in silence; implied, but not expressed; silent; as, tacit consent is consent by silence, or by not interposing an objection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمنی

    adjective

    Done or made in silence; implied, but not expressed; silent

    Jean Valjean had tacitly accepted Cosette's tacit consent.

    ژان وال ژان از سکوت کوزت استفاده کرد. و رضای ضمنی او را بقبول ضمنی پذیرفته بود.

  • خاموش

    adjective
  • تلویحی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مستتر
    • ساکت
    • (نادر) صامت
    • با زبان بی زبانی
    • به طور سربسته
    • بی حرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tacit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tacit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tacit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه