ترجمه "taciturnity" به فارسی
سکوت, خاموشی, کم حرفی بهترین ترجمه های "taciturnity" به فارسی هستند.
taciturnity
noun
دستور زبان
The trait of being taciturn. [..]
-
سکوت
nounHe was taciturn, and his eyes, blue and large like his mother's, looked out discontentedly.
عادت به سکوت داشت در چشمهای زاغش که به درشتی چشمهای مادرش بود اثر ناخرسندی دیده میشد..
-
خاموشی
noun -
کم حرفی
He was in a taciturn and laconic mood,
دستخوش حالتی بود که تمایل به کم حرفی و موجزگویی داشت،
-
کم گویی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taciturnity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "taciturnity" با ترجمه به فارسی
-
خاموش · سکوت · کم حرف · کم سخن · کم گو · کم گوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن