ترجمه "tackiness" به فارسی

چسبناکی, ارزانی بهترین ترجمه های "tackiness" به فارسی هستند.

tackiness noun دستور زبان

The state of being tacky [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چسبناکی

  • ارزانی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tackiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tackiness" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در مورد رنگ یا جلا که هنوز خشک نشده است) چسبناک · (عامیانه) · بد لباس · بددوخت · تر و چسبنده · درخشانی · رنگ و رو رفته · زرق وبرقی · شلخته · مشهور · نخ نما
  • (امریکا- عامیانه) یکجور و فاقد ابتکار (مثلا مانند ردیف خانه های بنا ساخت)
  • (به ویژه در مورد رنگ یا جلا که هنوز خشک نشده است) چسبناک · (عامیانه) · بد لباس · بددوخت · تر و چسبنده · درخشانی · رنگ و رو رفته · زرق وبرقی · شلخته · مشهور · نخ نما
اضافه کردن

ترجمه های "tackiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه