ترجمه "taciturn" به فارسی

کم حرف, کم گوی, خاموش بهترین ترجمه های "taciturn" به فارسی هستند.

taciturn adjective دستور زبان

Silent; temperamentally untalkative; disinclined to speak. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کم حرف

    untalkative, silent [..]

    No, I prefer to be unsociable and taciturn.

    نه, من ترجيح ميدم غير اجتماعي و کم حرف باشم

  • کم گوی

    untalkative, silent

    His host, an old peasant, a taciturn, selfish creature, took no interest in him.

    میزبانش، دهقانی پیر و کم گوی و خودخواه، علاقهای به او نشاننمیداد.

  • خاموش

    adjective

    Marya Dmitrievna came back to dinner taciturn and serious

    نزدیک ظهر ماریا دمیتریونا خاموش و جدی مراجعت کرد،

  • ترجمه های کمتر

    • سکوت
    • کم سخن
    • کم گو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taciturn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taciturn" با ترجمه به فارسی

  • خاموشی · سکوت · کم حرفی · کم گویی
اضافه کردن

ترجمه های "taciturn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه