ترجمه "tact" به فارسی

کاردانی, درایت, تدبیر بهترین ترجمه های "tact" به فارسی هستند.

tact verb noun دستور زبان

The sense of touch; feeling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاردانی

    noun

    He could not praise enough dear Carlos's tact and courage.

    او واقعا نمیدانست به چه زبانی کارلوس عزیزی را به خاطر کاردانی و شجاعتش تحسین و ستایش کند.

  • درایت

    noun

    How often good communication and a little tact can prevent small problems from growing into larger ones!

    بلی، اغلب گفتگوی صحیح همراه با درایت مانع آن میگردد که مشکلات کوچک تبدیل به مشکلات بزرگ شوند!

  • تدبیر

    And while it might take tact andpatience to adjust things, still it might and probably could bedone.

    با خود استدلال میکرد، اگه یک کمی تدبیر و حوصله به خرج بدم، حتما دلشو به دست میارم.

  • ترجمه های کمتر

    • مهارت
    • عقل
    • پرماس
    • کیاست
    • فراست
    • سیاست
    • (در اصل) حس لامسه
    • حساسیت (در امور هنری)
    • ظرافت طبع
    • مردم داری (مهارت در انجام کار یا گفتن سخن به موقع و بجا)
    • موقع شناسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tact " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tact" با ترجمه به فارسی

  • با تدبیر · با ظرافت · با فراست · با کیاست · سنجیده · فراست آمیز · مدبرانه · مردم دار · مردم دارانه · موقع شناس · کاردان · کیاستمندانه
  • درایت · عقل · مهارت · کاردانی
اضافه کردن

ترجمه های "tact" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه