ترجمه "tactful" به فارسی
سنجیده, با ظرافت, مدبرانه بهترین ترجمه های "tactful" به فارسی هستند.
tactful
adjective
دستور زبان
Possessing tact; able to deal with people in a sensitive manner. [..]
-
سنجیده
possessing tact
At the same time, in our public preaching work, we endeavor to manifest persuasiveness and tactfulness.
در خدمت موعظه نیز میباید به طور قانعکننده و سنجیده استدلال کنیم.
-
با ظرافت
possessing tact
extricating himself by dint of tact;
گریزان از آن با ظرافت و عیاری؛
-
مدبرانه
Ah. He nods in tactful comprehension.
مدبرانه سرش را تکان داد.
-
ترجمه های کمتر
- کیاستمندانه
- کاردان
- با تدبیر
- با فراست
- با کیاست
- فراست آمیز
- مردم دار
- مردم دارانه
- موقع شناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tactful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tactful" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) حس لامسه · تدبیر · حساسیت (در امور هنری) · درایت · سیاست · ظرافت طبع · عقل · فراست · مردم داری (مهارت در انجام کار یا گفتن سخن به موقع و بجا) · مهارت · موقع شناسی · پرماس · کاردانی · کیاست
-
درایت · عقل · مهارت · کاردانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن