ترجمه "taping" به فارسی

ته بندی, ته دوزی بهترین ترجمه های "taping" به فارسی هستند.

taping noun verb دستور زبان

Present participle of tape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ته بندی

  • ته دوزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taping" با ترجمه به فارسی

  • (دستگاه ضبط صوت و غیره) چرخ نوار و بلندگو · (سیستم صوت) دک · پهنه ی نوار
  • ترتیب اداری · تشریفات زائد · روال کار اداری · سلسله مراتب · قرطاس بازی · کاغذ بازی · کاغذبازی
  • رجوع شود به loop
  • تاپس
  • کاغذ بازی · کاغذبازی
  • لنت · چسب برق · چسب نواری برق
  • (با نوار یا تسمه یا قیطان) بستن · (روی نوار صوتی یا ویدئو) ضبط کردن · (نوار) متر (tape measure هم می گویند) · با نوار متر اندازه گرفتن · بسته بندی کردن · بند · تسمه · ریسمان · قیطان · متر کردن · مخفف : magnetic tape و red tape و tapeworm و ticker tape و recordertape · نوار · نوار (از پارچه یا کاغذ یا پلاستیک و غیره) · نوار خط پایان مسابقه · نوار صدانگاری · نوار صوتی · نوار ضبطصوت · نوار مغناطیسی · نوار ویدئو · نوار چسباندن 0 · نواربندی کردن · نوارچسب (adhesive tape هم می گویند) · پایانبند
  • نوار تحریر
اضافه کردن

ترجمه های "taping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه