ترجمه "tarre" به فارسی

ازردن, برانگیختن, خشمگین کردن بهترین ترجمه های "tarre" به فارسی هستند.

tarre verb noun دستور زبان

(obsolete) To incite; to provoke; to spur on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازردن

  • برانگیختن

  • خشمگین کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tarre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه