ترجمه "tarsal" به فارسی

مچ پایی, قوزکی, پلکی بهترین ترجمه های "tarsal" به فارسی هستند.

tarsal adjective noun دستور زبان

(anatomy) Of or relating to the tarsus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مچ پایی

    adjective noun
  • قوزکی

  • پلکی

  • ترجمه های کمتر

    • (کالبد شناسی)
    • استخوان مچ پا
    • قوزک پا
    • مچ پا
    • وابسته به پلک چشم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarsal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tarsal"

عباراتی شبیه به "tarsal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tarsal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه