ترجمه "tarred" به فارسی

قیر اندود، برزنت، برزنتی، ضد آب شده ترجمه "tarred" به فارسی است.

tarred verb

Simple past tense and past participle of tar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیر اندود، برزنت، برزنتی، ضد آب شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tarred" با ترجمه به فارسی

  • قیرگونی · کاغذ قیر اندود (که در عایق سازی و بنایی کاربرد دارد)
  • ملوان · ناوی
  • (زمین شناسی - شن دارای قیر و مواد نفتی) قیرشن
  • tar
    (در لوله و حقه ی چپق و پیپ و غیره) جرم · (عامیانه) ملوان · (لوله و حقه ی وافور) سوخته · (لوله ی بخاری) دوده (به ویژه اگر چسبان باشد والا soot بیشتر کاربرد دارد) · با قیر پوشاندن · بحر پیما · تار · تخته کف · قطران · قطرانی · قیر · قیر مانند · قیراندود کردن · قیرخورده · قیرمالی کردن · قیرپوش · قیرگون · قیری · ملوان · ناوی · کرف
  • قیر کاج (که در داروسازی و صنعت کاربرد دارد)
  • قیرچوب
  • قطران زغالسنگ · قطران زغالسنگ (آبگونه ی غلیظ و سیاه که از تقطیر زغالسنگ به دست می آید و در صنعت کاربردهای زیاد دارد)
  • بحر پیما · تخته کف · ملوان
اضافه کردن

ترجمه های "tarred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه