ترجمه "tarsus" به فارسی

استخوان مچ پا, قوزک, راديوس بهترین ترجمه های "tarsus" به فارسی هستند.

tarsus noun دستور زبان

(anatomy) The part of the foot between the tibia and fibula and the metatarsus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان مچ پا

  • قوزک

  • راديوس

  • ترجمه های کمتر

    • كشكك
    • (کالبد شناسی - جانور شناسی) استخوان مچ پا
    • استخوان بازو
    • استخوان درشتني
    • استخوان ران
    • استخوان زند زبرين
    • استخوان كتف
    • استخوان كف دست
    • استخوان كف پا
    • استخوان مچ
    • استخوان نازكني
    • استخوانهاي بند انگشت
    • استخوانهای اندام حرکتی
    • رجوع شود به tarsometatarsus
    • شهر باستانی طرسوس (در جنوب ترکیه)
    • قوزک پا
    • مفصل شانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarsus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tarsus proper

A city in Mersin province, Turkey, in Cilicia (Çukurova), near the Mediterranean coast. [..]

+ اضافه کردن

"Tarsus" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tarsus در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "tarsus"

اضافه کردن

ترجمه های "tarsus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه