ترجمه "tartan" به فارسی

تارتان, (پارچه ی اسکاتلندی پشمی و نقش پیچازی) تارتان, (کشتی یک دکله ی دریای مدیترانه) طراده بهترین ترجمه های "tartan" به فارسی هستند.

tartan adjective verb noun دستور زبان

A kind of woven woollen cloth with a distinctive pattern of coloured stripes intersecting at right angles, associated with Scottish Highlanders, different clans having their own distinctive patterns. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تارتان

    because you have to count all the whisky and the tartan.

    چون مجبورید همه انواع ویسکی و تارتان را هم نام ببرید.

  • (پارچه ی اسکاتلندی پشمی و نقش پیچازی) تارتان

  • (کشتی یک دکله ی دریای مدیترانه) طراده

  • ترجمه های کمتر

    • طرح تارتان
    • طرح پیچازی
    • لباس تارتان
    • پارچه ی شطرنجی
    • پارچه ی پیچازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tartan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tartan proper

The commander-in-chief of ancient Assyria. [..]

+ اضافه کردن

"Tartan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tartan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "tartan"

اضافه کردن

ترجمه های "tartan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه