ترجمه "telegrapher" به فارسی
باتلگراف ترجمه "telegrapher" به فارسی است.
telegrapher
noun
دستور زبان
(historical) A telegraph operator, one who sent telegrams. [..]
-
باتلگراف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " telegrapher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "telegrapher"
عباراتی شبیه به "telegrapher" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) از روی حرکات و غیره نیت خود را هویدا کردن (معمولا به طورناخودآگاهانه) · با تلگراف فرستادن · بروز دادن · تلگراف · تلگراف زدن · دستگاه تلگراف · دور نویس · دورنگار
-
تلگرافچی
-
(مانند تلگراف) به سبک مختصر و فشرده · به وسیله ی تلگراف · تلگرافی
-
(گیاه شناسی) یونجه ی هندی (Desmodium gyrans - بومی نواحی حاره ای آسیا)
-
وزارت پست و تلگراف و تلفن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن