ترجمه "telegraphically" به فارسی
تلگرافچی ترجمه "telegraphically" به فارسی است.
telegraphically
adverb
دستور زبان
In a telegraphic manner; concerning telegraphy [..]
-
تلگرافچی
It was the telegraph operator from Fonseca, who had keyed in through seven intermediate stations
تلگرافچی دهکده فونسکا با هفت ایستگاه دیگر تماس گرفته بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " telegraphically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "telegraphically" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) از روی حرکات و غیره نیت خود را هویدا کردن (معمولا به طورناخودآگاهانه) · با تلگراف فرستادن · بروز دادن · تلگراف · تلگراف زدن · دستگاه تلگراف · دور نویس · دورنگار
-
(مانند تلگراف) به سبک مختصر و فشرده · به وسیله ی تلگراف · تلگرافی
-
باتلگراف
-
(گیاه شناسی) یونجه ی هندی (Desmodium gyrans - بومی نواحی حاره ای آسیا)
-
وزارت پست و تلگراف و تلفن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن