ترجمه "temerity" به فارسی
گستاخی, بی باکی, جسارت بهترین ترجمه های "temerity" به فارسی هستند.
temerity
noun
دستور زبان
(not countable) Reckless boldness; foolish bravery. [..]
-
گستاخی
nounVery few would follow Christophe in the temerity of his later works.
از این رو کسانی که در گستاخی آخرین ساختههای کریستف به دنبال او میآمدند بسیار اندک بودند.
-
بی باکی
nounHis impassive temerity astounds me.
بی باکی تأثر ناپذیر او متحریم میسازد.
-
جسارت
nounAnd now you have the temerity to ask that I simply decide to trust you?
و حالا تو جسارت داری که بخوای که به سادگی تصمیم بگیرم که بهت اعتماد کنم ؟
-
ترجمه های کمتر
- بی پروایی
- پر رویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temerity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن