ترجمه "temp" به فارسی

موقت, گرما, (عامیانه) مخفف : temporary بهترین ترجمه های "temp" به فارسی هستند.

temp verb noun abbreviation دستور زبان

a temporary employee, usually in an office [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقت

    adjective

    And I had to juggle two temp jobs just to pay the rent.

    و مجبور بودم دو تا شغل موقت داشته باشم تا اجاره ي خونه رو بدم.

  • گرما

    noun
  • (عامیانه) مخفف : temporary

  • ترجمه های کمتر

    • (مخفف لاتین : tempore) در دوران
    • در زمان (کسی یا چیزی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " temp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "temp" با ترجمه به فارسی

  • شهر تمپی (ایالت آریزونا - امریکا)
اضافه کردن

ترجمه های "temp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه