ترجمه "temperance" به فارسی
اعتدال, تعادل, خود داری کامل از صرف مشروبات الکلی بهترین ترجمه های "temperance" به فارسی هستند.
Habitual moderation in regard to the indulgence of the natural appetites and passions; restrained or moderate indulgence; moderation; as, temperance in eating and drinking; temperance in the indulgence of joy or mirth; specifically, moderation, and sometimes abstinence, in respect to using intoxicating liquors. [..]
-
اعتدال
nounTemperance, industry, exercise, and cleanliness, are the lessons equally enjoined to the young ones of both sexes
اعتدال و کار و کوشش و ورزش و پاکیزگی درسها و پندهائیست که به جوانان نر و ماده میاموزند
-
تعادل
From temperance to patience and from patience to godliness, our natures change.
از تعادل تا صبر،و از صبر تا پرهیزگاری، طبیعتمان تغییر مییابد.
-
خود داری کامل از صرف مشروبات الکلی
-
ترجمه های کمتر
- خویشتن داری
- میانه روی
- میانه روی در صرف مشروبات الکلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temperance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name. [..]
"Temperance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Temperance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "temperance" با ترجمه به فارسی
-
تند خویی · زود خشمی · طحال
-
اب دادنی
-
بد خلق · بد خلق، · بد قلق · ترشرو · زود خشم · زود رنج · ممزوج · کج خلق
-
نهضت مخالفت با مصرف الکل
-
آتشی مزاج · جوشی · زود خشم