ترجمه "tempered" به فارسی
(پولاد) آبدیده, - خو, - منش بهترین ترجمه های "tempered" به فارسی هستند.
tempered
adjective
verb
دستور زبان
Of one's disposition. [..]
-
(پولاد) آبدیده
-
- خو
-
- منش
-
ترجمه های کمتر
- آمیخته
- تعدیل شده
- توام
- دارای خلق و خوی معین
- سخت
- سخت شده
- متعادل
- معتدل
- ملایم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tempered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tempered" با ترجمه به فارسی
-
تند خویی · زود خشمی · طحال
-
تعادل · خود داری کامل از صرف مشروبات الکلی · میانه روی در صرف مشروبات الکلی
-
اب دادنی
-
بد خلق · بد خلق، · بد قلق · ترشرو · زود خشم · زود رنج · ممزوج · کج خلق
-
آتشی مزاج · جوشی · زود خشم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن