ترجمه "tempestuous" به فارسی
توفانی, شدید, خروشان بهترین ترجمه های "tempestuous" به فارسی هستند.
tempestuous
adjective
دستور زبان
Of, or resembling a tempest; stormy, tumultuous. [..]
-
توفانی
could so unrestingly push off again for still another tempestuous term.
چنین بیآرام بار دیگر دوران توفانی بعدی را آغاز میکرد.
-
شدید
adjectivewhere that tempestuous wind Euroclydon kept up a worse howling than ever it did about poor Paul's tossed craft.
که باد شدید اورقلیدون صدایی وحشتناکتر از آن میکرد که زمانی کشتی پولس قدیس را گرفتار آن ساخته بود.
-
خروشان
-
ترجمه های کمتر
- ستهم
- مشوب
- پرغوغا
- متلاطم
- طغیان کننده
- وابسته به یا همانند توفان
- پر آشوب
- پر تب و تاب
- پر جوش و خروش
- پر شور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tempestuous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tempestuous" با ترجمه به فارسی
-
با تندی · با هیجان
-
آشفتگی · اضطراب · تخمیر · جوش · خروش · ناآرامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن