ترجمه "temperate" به فارسی
معتدل, معتدله, ملایم بهترین ترجمه های "temperate" به فارسی هستند.
temperate
adjective
verb
دستور زبان
Moderate; not excessive; as, temperate heat; a temperate climate. [..]
-
معتدل
adjectivemoderate; not excessive heat, climate
was ascamp of a temperate sort.
در زذالت نیز از طبقه معتدل به شمار میرفت.
-
معتدله
That was when we shifted from deforestation of temperate forests
این زمانی اتفاق افتاد که ما از جنگل زدایی مناطق معتدله
-
ملایم
adjectiveOne person may be gentle, considerate, mild-tempered, generous, or forgiving.
شخص ممکن است مهربان، باملاحظه، ملایم، سخاوتمند یا بخشنده باشد.
-
ترجمه های کمتر
- دادوند
- (آب و هوا) معتدل
- خویشتن دار (self-restrained هم می گویند)
- میانه رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temperate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "temperate" با ترجمه به فارسی
-
تند خویی · زود خشمی · طحال
-
تعادل · خود داری کامل از صرف مشروبات الکلی · میانه روی در صرف مشروبات الکلی
-
اب دادنی
-
بد خلق · بد خلق، · بد قلق · ترشرو · زود خشم · زود رنج · ممزوج · کج خلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن