ترجمه "temperately" به فارسی
باعتدال, با میانه روی, بطور معتدل بهترین ترجمه های "temperately" به فارسی هستند.
temperately
adverb
دستور زبان
In a thoughtfully measured or regulated manner, eschewing extremes. [..]
-
باعتدال
-
با میانه روی
-
بطور معتدل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temperately " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "temperately" با ترجمه به فارسی
-
تند خویی · زود خشمی · طحال
-
تعادل · خود داری کامل از صرف مشروبات الکلی · میانه روی در صرف مشروبات الکلی
-
اب دادنی
-
بد خلق · بد خلق، · بد قلق · ترشرو · زود خشم · زود رنج · ممزوج · کج خلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن