ترجمه "temperature" به فارسی
دما, درجه حرارت, حرارت بهترین ترجمه های "temperature" به فارسی هستند.
temperature
noun
دستور زبان
(obsolete) The state or condition of being tempered or moderated. [..]
-
دما
nouna measure of cold or heat [..]
If you squeeze things together, the temperature goes up.
اگر شما چیزها را به هم بفشارید، دما بالا می رود.
-
درجه حرارت
nouna measure of cold or heat [..]
I sleep in a tent on the roof to keep my body temperature within reason.
تو يه چادر نزديک سقف مي خوابم ، تا درجه حرارت بدنم رو ثابت نگه دارم.
-
حرارت
I sleep in a tent on the roof to keep my body temperature within reason.
تو يه چادر نزديک سقف مي خوابم ، تا درجه حرارت بدنم رو ثابت نگه دارم.
-
ترجمه های کمتر
- تب
- گرما
- (مهجور) رجوع شود به temperament
- درجه گرما
- نيمرخ دما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temperature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "temperature" با ترجمه به فارسی
-
تیمار یو.اچ.تی · عملیات با دمای بسیار بالا
-
استاندارد دما و فشار
-
ابررسانایی دمای بالا
-
دمای آب
-
دمای حباب خشک
-
وارونگی دما
-
مقاومت به دما · مقاومت به فزونيهاي دما
-
اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن