ترجمه "temperateness" به فارسی
اعتدال, مناسب برای, میانه روی بهترین ترجمه های "temperateness" به فارسی هستند.
temperateness
noun
دستور زبان
The characteristic of being temperate. [..]
-
اعتدال
Temperance, industry, exercise, and cleanliness, are the lessons equally enjoined to the young ones of both sexes
اعتدال و کار و کوشش و ورزش و پاکیزگی درسها و پندهائیست که به جوانان نر و ماده میاموزند
-
مناسب برای
noun -
میانه روی
but they suppose truth, justice, temperance, and the like, to be in every man's power.
اما چنین میپندارند که راستی و عدالت و میانه روی و مانند اینها در قدرت هر کسی هست.
-
نیم راه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " temperateness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "temperateness" با ترجمه به فارسی
-
تند خویی · زود خشمی · طحال
-
تعادل · خود داری کامل از صرف مشروبات الکلی · میانه روی در صرف مشروبات الکلی
-
اب دادنی
-
بد خلق · بد خلق، · بد قلق · ترشرو · زود خشم · زود رنج · ممزوج · کج خلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن