ترجمه "tensor" به فارسی
تانسور, کشان, (ریاضی) تانسور بهترین ترجمه های "tensor" به فارسی هستند.
tensor
adjective
verb
noun
دستور زبان
A muscle that stretches a part, or renders it tense. [..]
-
تانسور
mathematics and physics
-
کشان
-
(ریاضی) تانسور
-
ترجمه های کمتر
- (کالبدشناسی) ماهیچه ی کشنده
- عضله ی ممدده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tensor" با ترجمه به فارسی
-
واحد پردازشی تنسور
-
تانسور پیچش
-
میدان تانسوری
-
تانسور متریک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن