ترجمه "tensional" به فارسی

کششی, انبساطی ی بهترین ترجمه های "tensional" به فارسی هستند.

tensional adjective دستور زبان

Relating to tension. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کششی

    If I put some tension on my body, tension on my suit,

    اگر من کششی را در بدنم ایجاد کنم، کششی در لباسم ایجاد کردم،

  • انبساطی ی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tensional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tensional" با ترجمه به فارسی

  • تنش
  • سندرم پیش از قاعدگی
  • (فیزیک - شیمی) روکشش · روتنش · کشش سطحی
  • (برق) فشار کم (در برابر: فشار قوی high-tension) · فشار ضعیف · ولتاژ کم
  • پیش-تنیده
  • چوب فشاري · چوب كششي · چوب واکنشی
  • (برق) فشار قوی · ولتاژ زیاد
  • (مقاومت مصالح) کشش · (گاز و بخار) قدرت انبساط · تحت فشار یا کشش قرار دادن · تنش · تنیدگی · توازن نیروها · حالت عصبی · دلواپسی · سفتی · فشار · فشار روحی · كشش · نگرانی · نیروی کششی · هم زوری · وخامت · ولتاژ · کدورت · کش زور · کشاکش · کشش · کشمکش · کشیدگی · گسترش پذیری
اضافه کردن

ترجمه های "tensional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه