ترجمه "tenth" به فارسی
دهم, دهمین, عشر بهترین ترجمه های "tenth" به فارسی هستند.
tenth
adjective
noun
دستور زبان
The ordinal form of the number ten. [..]
-
دهم
adjectiveordinal form of ten
But I want one tenth of the treasure, if you find it.
اگر گنج را پیدا کردی، یک دهم آن را به من بده.
-
دهمین
nounHer tenth birthday was the most exciting day of her life.
دهمین سالگرد تولدش، پرنشاطترین و جذابترین روز زندگی او بود.
-
عشر
nounYou lie! it cried. Nine tenths of the English people are horrified at what you say.
خطاب به رئیس گفت: تو دروغ گفتی به قدر نه عشر ملت انکریز از این تهمتها تبرا دارند.
-
ترجمه های کمتر
- شماره ی ده
- یک دهم
- یک دهم گالن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenth" با ترجمه به فارسی
-
ریوی ومعدی
-
دهمین · عشر
-
دهمین · عشر
-
متمم دهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن