ترجمه "tentative" به فارسی
تجربی, امتحانی, موقتی بهترین ترجمه های "tentative" به فارسی هستند.
tentative
adjective
noun
دستور زبان
A trial; an experiment. [..]
-
تجربی
adjectiveThese ideas are very tentative,
این ایدهها بسیار تجربی هستند،
-
امتحانی
adjective -
موقتی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- موقت
- احتمالی
- آزمایشی
- مشروط
- دودلانه
- شایدی
- شرطی
- با دودلی
- غیر قطعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tentative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tentative" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) چادر اکسیژن
-
(زخم بندی) فتیله · اردو زدن · با چادر (یا هر چیز خیمه مانند) پوشاندن · باز نگهدار · توجه · خرگاه · خیمه · خیمه برپا کردن · خیمه مانند · در چادر زندگی کردن · زبانه · زبانه قرار دادن · فتیله گذاشتن · مظله · منزل دادن · هر چیز چادر مانند · پرده سرای · چادر · چادر نشینی کردن · کیان · گیان
-
رجوع شود به shelter tent
-
امتحانا · بطور ازمایش · منباب ازمایش
-
خیمه ی دو نفره · خیمه ی سربازی
-
سیرک در خیمه · نمایش داخل چادر
-
خیمه شکل · خیمه مانند · خیمه پوش · در خیمه
-
قرار گاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن