ترجمه "tested" به فارسی
آزمایش شد, آزمایش کرد بهترین ترجمه های "tested" به فارسی هستند.
tested
adjective
verb
Simple past tense and past participle of test. [..]
-
آزمایش شد
We tested it a lot, but it could still fail.
اگرچه خیلی آزمایش شده بود، ولی هنوز احتمال داشت که کار نکنه.
-
آزمایش کرد
Well, one study tested this by examining people's personalities.
خب، یک تحقیق این موضوع را با بررسی شخصیت آدمها آزمایش کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tested " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tested" با ترجمه به فارسی
-
آزمونهای مربوط بکار
-
آزمونهاي تخمگذاري · بازده تخم مرغ · بازده تخمگذاري · بهرهدهی تخمگذاری
-
آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
-
دادههای آزمایش
-
آزمون پاسخ بهتر
-
سفنت شیامزآ
-
آرمون دهندگان
-
آزمون مرغابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن