ترجمه "testes" به فارسی
بیضهها, اپيديديم, بيضه بهترین ترجمه های "testes" به فارسی هستند.
testes
noun
دستور زبان
Plural form of testis. [..]
-
بیضهها
noun -
اپيديديم
-
بيضه
Like you use performance-enhancing drugs and have one teste?
منظورت دوپينگ کردن ( خصوصيات آرمسترانگ ) و يه بيضه داشتنه ؟
-
ترجمه های کمتر
- جمع واژه ی : testis
- خاگها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " testes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "testes" با ترجمه به فارسی
-
آزمونهای مربوط بکار
-
آزمونهاي تخمگذاري · بازده تخم مرغ · بازده تخمگذاري · بهرهدهی تخمگذاری
-
آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
-
دادههای آزمایش
-
آزمون پاسخ بهتر
-
سفنت شیامزآ
-
آرمون دهندگان
-
آزمون مرغابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن