ترجمه "testify" به فارسی
شهادت دادن, گواهی دادن, حاکی بودن بهترین ترجمه های "testify" به فارسی هستند.
testify
verb
دستور زبان
To make a declaration, or give evidence, under oath. [..]
-
شهادت دادن
verbYou're not thinking of testifying against some people that we might know?
يعني داري به شهادت دادن بر عليه اشخاصي که ما ممکنه بشناسيم فکر ميکني ؟
-
گواهی دادن
verb -
حاکی بودن
-
ترجمه های کمتر
- دال بر چیزی بودن
- دلالت کردن
- شاهد شدن (به ویژه در دادگاه)
- نشان دادن
- گواه چیزی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " testify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "testify" با ترجمه به فارسی
-
تصدیق کننده · شاهد · گواه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن