ترجمه "testimony" به فارسی

شهادت, گواهی, گواه بهترین ترجمه های "testimony" به فارسی هستند.

testimony noun دستور زبان

statements made by a witness in court. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهادت

    noun

    statement in court

    This is Joseph’s own testimony of what actually occurred.

    این شهادت خود یوسف است از آنچه که واقعاً اتّفاق افتاد.

  • گواهی

    noun

    statement in court

    I asked him about his testimony and his desire to serve.

    من در بارۀ گواهی و تمایلش برای خدمت سؤال کردم.

  • گواه

    noun

    you will bear testimony to what I have said, and to your belief in it.

    شما نزد او گواه سخنان امروز من بشوید و به او بگویید که حرفم را باور داشتهاید.

  • ترجمه های کمتر

    • تصدیق
    • اثبات
    • اذعان
    • برهان، گواه
    • نشان
    • یادبود
    • یادآور
    • (انجیل - جمع ) کلام خدا (به ویژه نقل شده از انجیل)
    • (انجیل) لوحه (حاوی فرامین موسی)
    • (به ویژه در دادگاه) شهادت
    • احکام الهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " testimony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Testimony

Testimony (book)

+ اضافه کردن

"Testimony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Testimony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "testimony" با ترجمه به فارسی

  • جایزه دادن · گواهی نامه یارضایت دادن
  • (مراسم)سپاسگزاری · (کتبی یا شفاهی) تضمین · احترام · تصدیق نامه · توصیه · توصیه نامه · تکریم · سفارش نامه · سپاس · شهادت · ضمانت · قدردانی · هدیه (به نشان قدردانی) · وابسته به سپاسگزاری یا قدردانی · گواهی · گواهی مشتریان قبلی
  • گواهی مشتریان قبلی
  • رضایت نامه
  • (مراسم)سپاسگزاری · (کتبی یا شفاهی) تضمین · احترام · تصدیق نامه · توصیه · توصیه نامه · تکریم · سفارش نامه · سپاس · شهادت · ضمانت · قدردانی · هدیه (به نشان قدردانی) · وابسته به سپاسگزاری یا قدردانی · گواهی · گواهی مشتریان قبلی
اضافه کردن

ترجمه های "testimony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه