ترجمه "testing" به فارسی

آزمودن, آزمایش, ازمایش بهترین ترجمه های "testing" به فارسی هستند.

testing adjective noun verb دستور زبان

difficult, tough [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمودن

    verb

    Because there are skeleton authorities you can refer to, to test my accuracy.

    چون مراجعی در امر جمجمه هستند که برای آزمودن دقت و صحت بیان من میتوانید بدانها مراجعه کنید.

  • آزمایش

    noun

    Shiver then straighten up and put my theory to the test.

    میلرزم بعد راست میایستم و نظریهام را به بوته آزمایش میگذارم.

  • ازمایش

    They're using these foster kids to perform illegal drug tests.

    انا ا این بچه های یتیم استفاده میکنن تا ازمایش داروی غیر قانونی انجام بدن

  • آزمونهاي غربالگري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " testing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "testing" با ترجمه به فارسی

  • آزمونهای مربوط بکار
  • آزمونهاي تخمگذاري · بازده تخم مرغ · بازده تخمگذاري · بهرهدهی تخمگذاری
  • آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
  • دادههای آزمایش
  • آزمون پاسخ بهتر
  • سفنت شیامزآ
  • آرمون دهندگان
  • آزمون مرغابی
اضافه کردن

ترجمه های "testing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه