ترجمه "testy" به فارسی

بدخلق, زودرنج, زودآسیب بهترین ترجمه های "testy" به فارسی هستند.

testy adjective دستور زبان

easily annoyed, irritable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدخلق

    their perception shifts, they start to get a bit bored, a bit testy.

    احساس شان عوض می شود، آنها کمی کسل می شوند، کمی بدخلق.

  • زودرنج

  • زودآسیب

  • ترجمه های کمتر

    • زودخشم
    • بهانه گیر
    • خیره سر
    • زود رنج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " testy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "testy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "testy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه