ترجمه "therapist" به فارسی
درمانشناس, درمان شناس, روان پزشک (therapeutist هم می گویند) بهترین ترجمه های "therapist" به فارسی هستند.
therapist
noun
دستور زبان
Someone who provides therapy, usually professionally. [..]
-
درمانشناس
Profession
I thought, when I first became a therapist 30 years ago,
سی سال پیش که من تازه درمانشناس شده بودم، فکر میکردم
-
درمان شناس
A few days ago you weren't even sure you wanted to be a therapist.
تو تا چند روز پيش مطمئن نبودي که ميخواي درمان شناس باشي
-
روان پزشک (therapeutist هم می گویند)
-
ترجمه های کمتر
- شفا دهنده
- متخصص درمان بخصوص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " therapist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "therapist" با ترجمه به فارسی
-
درمانگران رفتاری تنها کسانی نیستند که به تقویت مثبت اعتقاد دارند و حتی یکبار نصیحت/توصیه دادن به درخواست بیشتر آن میانجامد.
-
فیزیوتراپیست
-
الگوهای بیمار برای یک درمانگر پویشی فقط به «اوضاع چطوره» محدود نمیشود بلکه برعکس مضوع باالقوه معنادار شک درمانگر کنجکاو میشود.
-
درمانگر خانواده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن