ترجمه "there" به فارسی

آنجا, (برای جلب توجه به چیزی), (در فارسی معادل ندارد) در آغاز جمله هایی که فاعل آنها پس از فعل می آید بهترین ترجمه های "there" به فارسی هستند.

there noun adverb pronoun interjection abbreviation دستور زبان

(location) In a place or location (stated, implied or otherwise indicated) at some distance from the speaker ( compare here ). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنجا

    adverb

    in or at that place

    I will go there on foot or by bicycle next time.

    من پای پیاده یا با دوچرخه بار دیگر به آنجا خواهم رفت.

  • (برای جلب توجه به چیزی)

  • (در فارسی معادل ندارد) در آغاز جمله هایی که فاعل آنها پس از فعل می آید

  • ترجمه های کمتر

    • (ندا به نشان خرسندی یا همدردی یا نومیدی یا عرض اندام و غیره)
    • به آنجا
    • در آن باره
    • در آن مورد
    • در آن موضوع
    • در آنجا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " there " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

There
+ اضافه کردن

"There" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای There در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "there"

عباراتی شبیه به "there" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "there" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه