ترجمه "things" به فارسی
اجناس ترجمه "things" به فارسی است.
things
noun
Plural form of thing. [..]
-
اجناس
nounWhat he did mostly for these Sicilian type people was to take things and bring things.
کاری که او برای سیسیلیها میکرد، بیشتر رد و بدل کردن جنس بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " things " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Things
noun
plural of [i]Thing[/i]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Things" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Things در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "things" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
چنین پیداست
-
(برای بیان محبت یا هم دردی و غیره) تو · (معمولا جمع) متعلقات شخصی · (معمولا جمع) وضع (اوضاع) · (کشورهای اسکاندیناوی) پارلمان · اثاث · اسباب · امر · شخص · شی · قلم (اقلام) · لباس · لوازم · مجلس قانون گزاری · مخلوق · موجود · وجود · وسایل · چیز · کار(ها)
-
چيز خوب
-
دلبستگی و تعلق به کار
-
رجوع شود به noumenon · معنویات · وجود مجرد
-
(امریکا - عامیانه) · (موفقیت یا رویداد و غیره) حتمی · (ندا) بلی · آره · آری · امر مسلم · بی گمان · حتما · پس چی !
-
الگوهای بیمار برای یک درمانگر پویشی فقط به «اوضاع چطوره» محدود نمیشود بلکه برعکس مضوع باالقوه معنادار شک درمانگر کنجکاو میشود.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن