ترجمه "thorny" به فارسی
خاردار, پردردسر, خارناک بهترین ترجمه های "thorny" به فارسی هستند.
thorny
adjective
دستور زبان
having thorns or spines [..]
-
خاردار
adjectivea tangle of thorny bushes.
روی نوعی بوتهی خاردار گوریده.
-
پردردسر
-
خارناک
-
ترجمه های کمتر
- پرمانع
- پرژاژ
- پرگرفتاری
- پرزحمت
- زبر
- تیغ دار
- پرخار و خسک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thorny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "thorny"
عباراتی شبیه به "thorny" با ترجمه به فارسی
-
شیطان خاردار
-
تندی · زردی · یرقان
-
اکانتوسفالا · خاربرسران · خارسران · كرمهاي خاربرسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن