ترجمه "thoroughbred" به فارسی

اصیل, تروبرد, فرهیخته بهترین ترجمه های "thoroughbred" به فارسی هستند.

thoroughbred adjective noun دستور زبان

bred from pure stock [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصیل

    adjective

    But they knew instinctively, as they knew thoroughbred horses from scrubs, that he was not of their class.

    ولی دخترها همانطور که اسب اصیل را از دور تشخیص میدادند، میدانستند که ویل از طبقهی آنان نیست.

  • تروبرد

    type of horse breed best known for its use in horse racing

  • فرهیخته

  • ترجمه های کمتر

    • باتجربه
    • فرزانه
    • کارکشته
    • ورزیده
    • عالی
    • (به ویژه اسب و سگ) خوش نژاد
    • آموخته
    • با معرفت
    • با کمال
    • خوش جنس
    • درجه یک
    • ممتاز T( -4 بزرگ) اسب ریزاندام (که از جفت گیری اسب عربی و مادیان انگلیسی به وجود می آید)
    • پاک نژاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thoroughbred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Thoroughbred noun دستور زبان

Any of a breed of horses derived from crosses between Arabian stallions and English mares, bred for racing [..]

+ اضافه کردن

"Thoroughbred" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Thoroughbred در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "thoroughbred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه