ترجمه "thoroughpaced" به فارسی

(اسب) خوش گام, خوش خرام, رجوع شود به thoroughgoing بهترین ترجمه های "thoroughpaced" به فارسی هستند.

thoroughpaced adjective دستور زبان

Trained in every pace. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اسب) خوش گام

  • خوش خرام

  • رجوع شود به thoroughgoing

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thoroughpaced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "thoroughpaced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه