ترجمه "throe" به فارسی

کشاکش, گیرودار, (بحران و غیره) شور بهترین ترجمه های "throe" به فارسی هستند.

throe verb noun دستور زبان

severe spasm of pain, especially near the moment of death [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشاکش

  • گیرودار

    noun
  • (بحران و غیره) شور

  • ترجمه های کمتر

    • (معمولا جمع) تیر کشیدن
    • درد گرفتن (شدید و ناگهانی)
    • گیر و دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " throe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "throe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "throe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه