ترجمه "throng" به فارسی
گروه, ازدحام کردن, جمعیت بهترین ترجمه های "throng" به فارسی هستند.
throng
adjective
verb
noun
دستور زبان
A group of people crowded or gathered closely together; a multitude. [..]
-
گروه
nounThough lighted up, this wild throng remained in gloom.
این گروه با آنکه روشن شده بود، ظلمانی ماند.
-
ازدحام کردن
verbThis was unfortunate, for already there was a throng before the door.
جای بسی تأسف بود، زیرا اینک گروه کثیری در مقابل در ازدحام کرده بودند.
-
جمعیت
nounThe first comer seizes a current of the throng and leads it whither he wills.
هر نو رسیده جریانی از جمعیت را بدست میگیرد و بهرجا که میخواهد کیشان دش.
-
ترجمه های کمتر
- ازدحام
- انبوه
- جماعت
- دسته
- شلوغی
- توفیدن
- انبوهه
- فوج
- انبوه مردم
- جمع شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " throng " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "throng"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن